كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

595

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

وَ أَلْقَوْا إِلَى اللَّهِ و بيفگنند به خداى يَوْمَئِذٍ السَّلَمَ در آن روز صلح را يعنى خواهند كه از در صلح درآيند و معترف شوند به گناه و گردن نهند حكم خداى را يا اسلام آرند و هيچ‌كدام سود ندارد مصرعه چون كار ز دست رفت فرياد چه سود وَ ضَلَّ عَنْهُمْ و گم گردد از ايشان يعنى باطل و زائل شود ما كانُوا يَفْتَرُونَ آنچه بودند كه دروغ برمىبافتند از شفاعت بتان و دستگيرى ايشان چه بجاى شفاعت از ايشان شناعت بينند الَّذِينَ كَفَرُوا آنان كه نگرويدند به خداى وَ صَدُّوا و بازداشتند مردمان را عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ از راه خداى يعنى از ايمان به حضرت مصطفى ص زِدْناهُمْ بيفزائيم ايشان را عَذاباً فَوْقَ الْعَذابِ عذابى بالاى عذابى بِما كانُوا بسبب آنكه بودند كه بمنع مردم از اسلام يُفْسِدُونَ تباهى مىكردند پس يك عذاب براى كفر ايشان است و يكى براى منع ديگران از اسلام و گفته‌اند زيادتى عذاب آنست كه ماران بزرگ خلقت و كژدمان عظيم جثّه بر ايشان گمارند و ايشان گريزان شده خواهند كه خود در ميان آتش پنهان شوند و در زاد المسير گفته كه پنج‌جوئى از روئين گداخته به طرف ايشان روان گردد و به سه جوى از ان معذب شوند در مقدار شبى از شبهاى دنيا و به دو جوى ديگر در مدّت اندازه روزى از روزهاى اين جهان و گويند زيادتى اين عذاب بزمهرير باشد وَ يَوْمَ نَبْعَثُ و ياد كن اى محمد روزى را كه برانگيزيم فِي كُلِّ أُمَّةٍ در ميان هر گروهى شَهِيداً عَلَيْهِمْ گواهى بر گفتار و كردار ايشان مِنْ أَنْفُسِهِمْ از نفسهاى ايشان يعنى پيغمبرى كه هم از ايشان مبعوث بوده بر ايشان وَ جِئْنا بِكَ و بياريم ترا نيز شَهِيداً عَلى هؤُلاءِ گواهى بر اين گروه يعنى بر امت تو تا بر تصديق مؤمنان و تكذيب مشركان گواهى دهى وَ نَزَّلْنا و فروفرستاديم عَلَيْكَ الْكِتابَ بر تو قرآن را تِبْياناً لِكُلِّ شَيْءٍ بيانى روشن براى همه چيز از امور دين و دنيا به تفصيل و اجمال صاحب مدارك فرموده كه در بيان آنچه محتاج اليه باشد از شرعيات و در احكام منصوصه ظاهر است و در آنچه ثابت شود به سنّت و اجماع و قياس مرجع آنها نيز قرآن است چه در ان ماموريم بمتابعت رسول عليه السلام كه و اطيعوا الرسول و بيان كرده و حث كرده است ما را بر اجماع و تهديد بر ترك آن كه و من يتبع غير سبيل المؤمنين و فرموده است به عبرت و استدلال كه اصل قياس است حيث قال فاعتبروا يا اولى الابصار پس قرآن تبيان همه چيزها باشد وَ هُدىً و راه نمودن به حق وَ رَحْمَةً و بخشايش بر همه اگر به دو بگروند وَ بُشْرى و مژدگانى به بهشت لِلْمُسْلِمِينَ مر مسلمانان را خاصة .